الشيخ السبحاني
52
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)
كارهاى ناجوانمردانهء قريش ميان قبيلهء خزاعه ، همپيمان مسلمانان و بنىبكر ، همپيمان قريش كينهء ديرينهاى بود . پس از پيمان حديبيه كينههاى آنان تا حدّى بر طرف شد ولى پس از جنگ « موته » يعنى جنگ مسلمانان با روميان ، قريش گمان كردند كه قدرت مسلمانان كمتر شده است و بنىبكر با خود فكر كردند كه چه بهتر همين الآن انتقام خود را از خزاعه بگيرند لذا گروهى از قريش ، كه عكرمةبن ابوجهل از آنان بود ، قبيلهء بنىبكر را يارى كردند و اسلحه دادند و سرانجام بنىبكر در نيمهء شب عدهاى را از قبيلهء خزاعه كشتند . عمربن سالم خزاعى به مدينه رفت و پيامبر را از جريان آگاه ساخت و پيامبر مصمم شد كه نقض پيمان را با فتح مكه تلافى كند و همين كار را نيز انجام داد . از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود ، منظور قرآن از كسانى كه دستور مىدهد پيمان آنان محترم شمرده شود قبيلهء قريش نيست ؛ زيرا چنانكه تاريخ گواهى مىدهد قريش پيمان خود را پيش از فتح مكه - كه در سال هشتم هجرت واقع شده - شكسته بودند و پيامبر نيز نقض پيمان آنها را با فتح مكه اعلام نمود . بنابراين بايد منظور از اين استثنا ، گروهى باشند كه تا نزول سورهء برائت - كه در سال نهم هجرت نازل گرديدهاست - پيمان خود را محفوظ داشته بودند . اينجاست كه بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه مراد ، بعضى از تيرههاى بنىبكر باشد كه پيمان خود را نشكسته بودند ؛ زيرا فقط گروه بنىالدئل از قبيلهء بنىبكر با قريش همدست شده و پيمان خود را ناديده گرفته بودند . بررسى اين بخش از آيات و همچنين آيات بعدى ، ما را به جوانمردى و صداقت و درستكارى پيامبر گرامى ، دربارهء گروهى كه به پيمان خود وفادار بود رهبرى مىنمايد و همچنين ما را به اسرار و راز اين بسيج عمومى آشنا مىسازد .